|
|
سالها پیش از این در برابر آهنگهای ایرانی به خصوص از نوع لس آنجلسیش ایستادگی می کردم. نخستین خواننده ی ایرانی مقیم لس آنجلس که آهنگهایش را گوش کردم داریوش بود. همین آهنگ هم بود که در پایان یک فیلم فارسی به نام علفهای هرز پخش می شد. اکنون که بیش از پیش آهنگهای داریوش و بعضی هنرمندان مقیم لس آنجلس را گوش می کنم هنوز در برابر موسیقی شش هشتم لس آنجلسی کوتاه نیامده ام. اما می اندیشم که نمی شود بیشتر آهنگهای داریوش، شهیار قنبری، و فرامرز اصلانی و عده ای انگشت شمار را با دیگران یکی دانست.
امیدوارم روزی برسد که آن آهنگها و هنرمندان درجه سه ی تکراری و میرا روزی انگشت شمار شوند.
شنیدن آهنگهای قدیمی و قسمتهایی از فیلمهای کم کیفیت پیش از انقلاب گویی پای صحبت تهرانیان قدیم نشستن است. احساس می کنم بخشی از خاطره های پدر مادران ماست که در روزمرگریشان فراموش کرده اند تا برای فرزندانشان تعریف کنند. به آن دوران غبطه نمی خورم و آرزوی بازگشت ندارم. تنها از مقایسه دیروز و امروز و تجزیه تحلیل حادثه های آن روزگار تا کنون سعی می کنم نسل گذشته را درک کنم و با این درک بتوانم بهشان نزدیکتر شوم یا آنها را به خود نزدیکتر کنم.
|
|