|
|
می پندارند شاعری آسان شده است. قالب شکنی شاعرهای عصر ما شعر خواندن را روانتر کرده است اما شعر سراییدن را نه. در دفتر مشق هر جوان عاشقی چند بیت شعر می بینی. برخی دفتری با جلد زیبا می خرند و با سلیقه بسیار شعرهایشان را در آن می نویسند. گاهی فکر می کنم آنقدر به حس شاعرانهء خود اعتماد دارند که شعر را نخستین بار بدون خط خوردگی همانجا نوشته اند. شاید در تقویمشان زمانی برای سراییدن در نظر گرفته اند، مانند عصر روز تعطیل. نیاکان ما می گفتند شعر از سه عنصر درست شده است: وزن، قافیه و خیال. نوشته ای را که دو عنصر نخستین را داشت نظم نامیدند. بدینگونه حضور عنصر سوم در شعر ابدی شد و کم کم دو تای دیگر به آن رنگ باختند. در این میان چیزی به فراموشی سپرده شد. این سه عنصر برای زیبایی به یکدیگر کمک می کنند. شاعرهایی آمدند که عنصر دوم و یا هردو عنصر نخست و دوم را کمرنگ کردند یا برداشتند تا زیبایی دیگری بیاورند، اما آنها هم در روش قدیم شعر از بوتهء آزمایش سربلند بیرون آمده بودند و هم در کمک گرفتن از آن سومی چیرده دست بودند. اکنون که به یک شب شعر می روی و به سروده های مردم گوش می دهی احساس عجیبی داری. جای خالی وزن با آه کشیدن سراینده و یا بالا و پایین رفتن صدایش پر می شود. این به اصطلاح شعر های نو را که می خوانی می بینی اگر همهء سطرها را پشت سر هم بنویسی با نثر تفاوتی ندارد. قافیه ها -اگر باشند- ضمیرهای فعلها هستند. در واقع قافیه جای خود را به ردیف یا تکرار کلمه داده است. عنصر خیال که تنها قاطری است که این اسباب بی قواره را می برد تقلید نابخردانه ای است از افراط پیچیدگی یا سادگی شعرهای دیگران که شعرشان چون اسب می تاخت. گاهی سراینده به اینکه کلمه ها از روی عمد در جای نادرست به کار روند تکیه می کند تا شنونده یا خوانندهء مسکین را به تفسیر سروده اش ترقیب کند و معنیهای ناقریب عجیب و غریب درمغز او تزریق کند. فساد هنر آنجاست که هرکه اثر را ببیند و نفهمد با لباس تفسیر زیبایی؛ نفهمیش را می پوشاند حتی اگر اثر خودش هم زیبا نباشد. اینگونه است که به جای آفرینش زیبایی ابهام می زایند و به آن شعر می گویند. این یادآور داستان آن پادشاهی است که به خیالش لباسی جادویی برایش دوختند که تنها حرامزاده ها آن را نمی دیدند. لباسی در کار نبود و کسی هم دم از برهنگی شاه نمی زد. حالا اگر کسی مزخرفاتش را به جای شعر فریاد کند؛ چه کسی جرات می کند با بی معنی خواندن آن شهرت هنری خود را خراب کند؟
آیدین - بهار هشتاد و سه
|
|