[idin.net] [music] [persian music] [videos] [gallery] [jokes] [links] [contact] [about] [آهنگها] [شعرها] [ويديوها] [آيدين.نت فارسي]

کتابی نوشتن را دوستتر دارم و می انديشم که اينگونه بهتر می شود زبان مادری را از گمراهی نگاه داشت. مگر هنگام نقل قول از کسی.
برخی در نوشته هايشان کلمه ها را جويده جويده و عاميانه می آورند. بر آنها سخت نمی گيرم اما می گويم اکنون که ساختار شکنی کرده ايد چرا بلاتکليفيد؟ ساده بگويم. چرا هنگامی که فعلی را خم می کنيد تا ساده تر بر زبان جاری شود فعل ديگر را همچنان نوشتاری نگاه می داريد؟ برخی از نويسنگان -وبلاگها- فعلها را نوشتاری می آورند ولی حروف اضافه را دچار گويش عاميانه می کنند. پايان ضمير های فعلی را می برند در حالی که در جای ديگر کلمه ها را بی دگرگونی رها می کنند. اينگونه نوشتن نه به نوشته می ماند نه به گفته. با يک مثال سخنم را به پايان می رسانم. به طور تصادفی يک وبلاگ از روی صفحهء بلاگ اسکای می گزينم و در زير پاره ای از آن را می آورم. سپس آن را به شکل عاميانه و آنگاه به صورت نوشتاری برمی گردانم.

متن اصلی: «بگذار تا همیشه اون گل سرخ را که به تو داده بودم بر خاطر بیاورم ولی اگر تو مردی من فقط یک بار بر مزارت میام و اون دسته گل سفید را که به خون خود سرخ خواهم کرد را برایت هدیه می کنم و عاشقانه در کنارت جان می سپارم تا بدونی هیچ وقت تنها نیستی ...»
عاميانه: «بذار تا هميشه اون گل سرخ رو که به تو داده بودم به خاطر بيارم ولی اگه مردی من فقط يه بار به مزارت می آم و اون دسته گل سفيد رو که به خون خودم سرخ می کنم برات هديه می کنم و عاشقانه کنارت جان می سپرم تا بدونی هيچ وقت تنها نيستی ...»
نوشتاری: «بگذار تا هميشه آن گل سرخ را که به تو داده بودم به خاطر بياورم ولی اگر تو مردی من فقط يک بار بر مزارت می آيم و آن دسته گل سفيد را که به خون خود سرخ خواهم گرد برايت هديه می کنم و عاشقانه در کنارت جان می سپارم تا بدانی هيچ وقت تنها نيستی ...» (با حذف «را»ی مفعولی تکراری)
عاميانه چه روان است و نوشتاری چه زيبا.

[idin.net] [music] [persian music] [videos] [gallery] [jokes] [links] [contact] [about] [آهنگها] [شعرها] [ويديوها] [آيدين.نت فارسي]